سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
اشعار بهاریه - طلبه آ نلاین
 اشعار بهاریه - طلبه آ نلاین

اشعار بهاریه

چهارشنبه 29 اسفند 86 ساعت 7:43 عصر

  


 


بهاریه های معروف شاعران پارسی


سعدی


برخیز که می‌رود زمستان


برخیز که می‌رود زمستان **بگشای در سرای بستان


نارنج و بنفشه بر طبق نه **منقل بگذار در شبستان


وین پرده بگوی تا به یک بار **زحمت ببرد ز پیش ایوان


برخیز که باد صبح نوروز **در باغچه می‌کند گل افشان


خاموشی بلبلان مشتاق **در موسم گل ندارد امکان


آواز دهل نهان نماند **در زیر گلیم و عشق پنهان


بوی گل بامداد نوروز **و آواز خوش هزاردستان


بس جامه فروختست و دستار **بس خانه که سوختست و دکان


ما را سر دوست بر کنارست **آنک سر دشمنان و سندان


چشمی که به دوست برکند دوست **بر هم ننهد ز تیرباران


سعدی چو به میوه می‌رسد دست **سهلست جفای بوستانبان


--------------------------------------


مولانا


شور گل


بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را **از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را


زبان سوسن از ساقى کرامت هاى مستان گفت **شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را


ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل **چو دید از لاله کوهى که جام آورد مستان را


ز گریه ابر نیسانى (1) دم سرد زمستانى **چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را


"سقاهم ربهم"(2) خوردند و نام و ننگ گم کردند **چو آمد نامه ساقى چه نام آورد مستان را


درون مجمر دل ها سپند و عود می سوزد **که سرماى فراق او زکام آورد مستان را


درآ در گلشن باقى برآ بر بام کان ساقى **ز پنهان خانه غیبى پیام آورد مستان را


چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر **که ساقى هر چه درباید تمام آورد مستان را


که جان ها را بهار آورد و ما را روى یار آورد **ببین کز جمله دولت ها کدام آورد مستان را


ز شمس الدین تبریزى به ناگه ساقى دولت **به جام خاص سلطانى مدام آورد مستان را


1- ابرنیسانی : ابر ماه نیسان ( ماه هفتم از تقویم سریانی مطابق با فروردین واردیبهشت )


2- اشاره به آیه "سقهم ربهم شراباً طهورا" (آیه 21 سوره انسان )


**


عید بر عاشقان مبارک باد


عید بر عاشقان مبارک باد **عاشقان عیدتان مبارک باد


عید ار بوی جان ما دارد **در جهان همچو جان مبارک باد


بر تو ای ماه آسمان و زمین **تا به هفت آسمان مبارک باد


عید آمد به کف نشان وصال **عاشقان این نشان مبارک باد


روزه مگشای جز به قند لبش **قند او در دهان مبارک باد


عید بنوشت بر کنار لبش **کاین می بی‌کران مبارک باد


عید آمد که ای سبک روحان **رطل‌های گران مبارک باد


چند پنهان خوری صلاح الدین **بوسه‌های نهان مبارک باد


گر نصیبی به من دهی گویم **بر من و بر فلان مبارک باد


------------------------------------------


حافظ


ز کوى یار مى ‌آید نسیم باد نوروزى


ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی **از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی


چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن **که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی


ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است **که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی


به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی **به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی


چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست **مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی


طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن **کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی


سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی **که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی


ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست **مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی


می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش **خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی


جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع **که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی


به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم **بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی


می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش **که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی


نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه **ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی


جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده **جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی


**


ساقیا آمدن عید مبارک بادت


ساقیا آمدن عید مبارک بادت **وان مواعید که کردی مرواد از یادت


در شگفتم که در این مدت ایام فراق **برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت


برسان بندگی دختر رز گو به درآی **که دم و همت ما کرد ز بند آزادت


شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست **جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت


شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت **بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت


چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد **طالع نامور و دولت مادرزادت


حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح **ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت


**


---------------------------------


عطار


ای بلبل خوشنوا فغان کن


ای بلبل خوشنوا فغان کن **عید است نوای عاشقان کن


چون سبزه ز خاک سر برآورد **ترک دل و برگ بوستان کن


بالشت ز سنبل و سمن ساز **وز برگ بنفشه سایبان کن


چون لاله ز سر کله بینداز **سرخوش شو و دست در میان کن


بردار سفینه‌ی غزل را **وز هر ورقی گلی نشان کن


صد گوهر معنی ار توانی **در گوش حریف نکته‌دان کن


وان دم که رسی به شعر عطار **در مجلس عاشقان روان کن


ما صوفی صفه‌ی صفاییم **بی خود ز خودیم و از خداییم


**


---------------------------------------


خواجو


عید آمد و آن ماه دل افروز نیامد


عید آمد و آن ماه دل افروز نیامد **دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد


نوروز من ار عید برون آمدى از شهر **چونست که عید آمد و نوروز نیامد


مه مى طلبیدند و من دلشده را دوش **در دیده جز آن ماه دلافروز نیامد


آن ترک ختائی بچه آیا چه خطا دید **کامروز علی رغم بدآموز نیامد


خورشید چو رسمست که هر روز برآید **جانش هدف ناوک دلدوز نیامد


تا کشته نشد در غم سوداى تو خواجو **در معرکه‌ى عشق تو پیروز نیامد


**


------------------------------


امام خمینی (ره)


عید نوروز


باد نوروز وزیـــده است به کوه و صحرا ** جامه عیـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گد


بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست   **  نازم آن مطـــرب مجلـــس کـــه بود قبله نم


صوفى و عارف ازین بادیه دور افتـادند  **  جــام مى گیر ز مطــرب، که رَوى سوى صف


همه در عید به صحرا و گلستان بروند  **  من ســرمست، ز میخـــانه کنـــم رو به خد


عید نوروز مبارک به غنــــى و درویش  **  یــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگش


گر مرا ره به در پیر خــــــرابات دهى  **   بــه سر  و جان به سویش راه نوردم نه به پ


سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم  **  تـــا بـــه دلـــدار رسیدم نـــکنم بـــــاز خــط


نوشته شده توسط : اسماعیل کاظمی

نظرات ديگران [ نظر]