سفارش تبلیغ
صبا
 نوروز 87 - طلبه آ نلاین

عید حقیقی

چهارشنبه 86 اسفند 29 ساعت 7:54 عصر

 

 

بهترین عیدی مهربانی است

 

آغاز سال

مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیین ها در نخستین روزهای پائیز، زمستان و یا بهار می باشد.

نخستین محاسبه ی فصل ها، بی گمان در همه جوامع، با گردش ماه که تغییر آن محسوس تر و عینی تربود، صورت گرفت؛ اما به علت نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید انجام شد.

سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبود، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه؛ زمانی دیگر تابستان هفت ماه (از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه (از آبان تا فروردین) بود و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شد. گذشته از ایران: «سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستانی ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم وزیاد همان سال و ماه ایرانی است.»

 آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغییر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب «سنی ملوک الارض و الانبیاء» و ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» می گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بوده یعنی  وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربیعی و طالع سرطان قرار می گرفت.

عید نوروز را چرا عید میگویند؟

یکى از پیغمبران بنام «ازقیل» بوادى رسید که اهل آن همگى مرده بودند از قیل عرض کرد خداوندا اینها را چگونه زنده خواهى نمود؟ امر شد که مقدارى آب بر روى خاکهاى آنها بریز و بخواه تا زنده شوند!. «ازقیل» مقدارى آب ریخت و از خداوند تقاضاى اعاده آنها را به حیات و زندگانى نمود. فوراً همگى زنده شدند و بین سى سال تا هفتاد سال مجدّداً زندگى نمودند یعنى از سى سال کمتر و از هفتاد سال بیشتر بود و این قضیّه در روز اوّل «حمل» یعنى روز اوّل بهار واقع شده باین واسطه روز اوّل فروردین را عید میگویند و کلمه عید مأخوذ از عود و اعاده است. ( الفین-ترجمه وجدانى ص999 )

عید حقیقی

حضرت على (ع) : ... هر روز که انسان خداى را نافرمانى نکند آن روز عید است.

بگفتا باید آن کس عید گیرد که ایزد طاعتش را در پذیرد

عبادت از خدا بر وى مزید است بر او آن روز نوروز است و عید است‏

و گر که بر خدا خیزد به عصیان نه عید است آنکه باشد روز خسران‏

اگر در فطر یا که فرو دینى اگر در بند دستورات دینى‏

خدا را کردى از خود شاد و خرسند نود عیدت برو بخرام و میخند

نه عید است آنکه پوشى ثوب فاخر بود عید ار شوى ایمن ز آخر

گنج حکمت یا احادیث منظوم ص 19 / عید حقیقى نهج البلاغه منظوم- 10 ص 304- 203

آری ! عید عودت از بدیها به خوبیها. از خوب ترین خوبیها، ترک گناست.

اما آنچه در ایران به عنوان عید سال نو مطرح است و بزرگ داشته می شود، آشکارا عودت از گناه کمتر به گناه برزگتر و بیشتر است. آخر باکدام فلسفه مشاء و اشراق یا حکمت متعالیه می شود، سیزده روز عید گرفتن را توجیه کرد و منطقی جلوه اش داد. از بس که این کار ایرانیها حرام بین و بدعت بزرگیست درست به اندازه کوه دماوند بل بزرگتر که برای توجیه آن بویژه سیزده بدرش ....

آری! ممکن که با شرع اوستایی و قانونی آتش پرستی توجیه مشروعیت داد که ...!!!

آنچه که در سال نو می باید

اول آن که دعا نباید فراموش شود. زیرا در روایات متعدید از پیامبر (ص) و امام علی (ع) و امام صادق (ع) در این روز اعمال عبادی زیادی از قبیل غسل و نماز روایت شده که اگر ما بدان اعمال عبادی موفق نشویم، مبادا دعای خیر برای خود و بستگان و کشور و مردم مان یاد مان رود. از آنجای که امنیت از با ارزشترین بزرگ ترین نعمت های الهی است که زیربنای؛ رشد فکری، دینی، علمی،صنعتی، اقتصادی، سیاسی و پایه و مایه ای تکامل انسان محسوب می شود؛ به همین دلیل در قرآن شریف بهترین و برترین انسانها، انسانهای مؤمن معرفی می نماید. زیرا هم و غم آنها تلاش در راه اجاد امنیت مردم است. یعنی نه تنها مردم از شر آنها در امین هستند، بلکه در راه امنیت مردم حتی جان شان را با تمام عشق و علاقه به بنده گان خدا در راه امنیت آنها فدا می کنند. مرحله پاین تری از مؤمنین، مسلمانان هستند؛ چنان که در روایات از رسول اکرم (ص) آمده است : مسلمان واقعی کسی است که مردم از شر دست و زبانها آنها در امان باشند.

لذا کسانی که امروز در راه امنیت مردم و ملت مظلوم ما جان شان را از دست می دهند؛ مجاهد فی سبیل الله شهید جاوید، در قلب های فرد فرد مردم ما از زن و مرد و کودگ و پیر زنده و شاهد و حاضر در زبان های ما با طلب مغفرت و فاتحه دعا خیر در حق آنها خداوند بالاترین مقام را خداوند بخشاینده مهربان، در بهشت به آنها عطا خواهد فرمود.


نوشته شده توسط : اسماعیل کاظمی

نظرات ديگران [ نظر]


هفت‌ سین

چهارشنبه 86 اسفند 29 ساعت 7:48 عصر

"هفت‌ سین سلامتی"

فصل‌ها، ماه‌ها و رنگ‌ها می ‌گذرند و همگی حاکی از چرخش زمان و روزگارند…

فرهنگ کهن ایرانی گره خورده با شُکر دائم نعمت‌های خداوندی در فصل‌های مختلف سال است. دانش سرشار مردمان ایران زمین از آنچه می‌ خورند و می ‌آشامند و شناخت زیبایی‌های فصل‌ها، رنگ‌ها و محصولات آن در جشن‌های جاودانه ی ایرانیان در فصول مختلف متجلی است.

با نگاهی کوتاه به محتویات مواد غذایی اصلی سفره ‌ی عید می ‌توان با اطمینان بیان کرد که اکثر مواد غذایی مورد استفاده در این سفره سرشار از مواد معدنی و ویتامین‌هایی است که ضمن تقویت سیستم دفاعی بدن، جسم انسان را در بلند مدت در مقابل خطرات ابتلا به بیماری‌های سخت و مزمن مانند سرطان و بیماری‌های قلبی- عروقی محافظت می ‌کند.

شب یلدا، سفره‌ ی هفت ‌سین و… به ما می ‌آموزد که چنین الگوی غذایی را در طول سال و به مناسبت‌های مختلف داشته باشیم و در برنامه‌ ی روزانه‌ ی خود بگنجانیم. همان ‌طور که گذشتگان ما به مناسبت‌های مختلف جشن می گرفتند و از نعمت‌های بی ‌شمار الهی استفاده می‌ کردند.

هفت‌ سین شامل 6 سین غذایی است که هر کدام می ‌تواند سمبل سلامتی و طول عمر و زندگانی باشد.

سیب، سمبل زیبایی و سرشار از سلامتی

ردپای سیب را به فراوانی می ‌توان در داستان‌های اساطیر یونان و روم باستان یافت که در آن دوره، نشانه ‌ی جاودانگی یا تناسخ بود.

در گذشته از سیب به عنوان غذای خدایان و الهه‌ها یاد شده است. همچنین به عنوان پاداش کار نیک هدیه داده می ‌شد و امروزه سیب از میوه‌های پر طرفدار و خوشمزه در جهان محسوب می ‌شود.

میوه ‌ی سیب را یا به صورت تازه، یا به شکل آب سیب، کمپوت، مربا، ژله، مارمالاد، سرکه و... مورد استفاده قرار می ‌‌دهند. این میوه سرشار از اسیدهای آلی، اسید مالیک و نمک‌های پتاسیم و سدیم است.

بیشتر اسیدها و نمک‌های ارزشمند سیب در زیرپوست آن جمع شده است، بنابراین توصیه می‌ شود سیب را پس از شست و شو، با پوست مصرف کنید.

سیب میوه‌ای سرشار از ویتامین‌های C, A, B بوده و نیز حاوی تانن‌ها، سلولز، آهن، کلسیم و فسفر می ‌باشد.

مهم ترین ماده‌ی معدنی موجود در سیب "پتاسیم" است که آن را "عنصر جوانی" می ‌نامند که سبب نرم شدن جداره‌ ی سرخرگ‌های بدن و پایین آمدن فشار خون می ‌شود.

سیب یکی از میوه‌های طبی نیز به شمار می ‌رود که هم عضلات و هم اعصاب را تقویت می‌ کند.

طبق آخرین بررسی‌های به عمل آمده، سیب سرخ نسبت به انواع دیگر آن امتیاز و خواص بیشتری داشته و خاصیت پاک کردن سموم بدن را دارا است و به علت داشتن مواد قلیایی، اسید اوریک را حل کرده و ترشحات غدد بزاق و معده را مساعد و متعادل می ‌سازد.

- سیب برای معالجه ‌ی چاقی، امراض مفاصل،روماتیسم مزمن، نقرس ، تب‌خال و امراض ریوی مفید می ‌باشد. به خانم‌ها توصیه می ‌شود در طی هفته 5 عدد سیب بخورند.

- سیب باعث دفع سنگ کلیه شده و سوء‌هاضمه را نیز از بین می ‌برد.

- سیب به واسطه‌ ی داشتن فیبر غذایی در رفع اسهال خونی موثر است و چنان چه سیب خام را رنده کرده و مصرف نمایید، نتایج خوبی در درمان اسهال کودکان دارد.

- خوردن سیب در صبح و به صورت ناشتا، اثرات بسیار شگفت ‌آوری دارد. همچنین خوردن سیب قبل از خواب بهترین درمان بی ‌خوابی محسوب می ‌شود.

- به کسانی که دچار یبوست می ‌باشند، توصیه می‌ شود در هنگام خواب سیب را با پوست مصرف نمایند (البته خوب آن را بجوند) که موثر خواهد بود.

- میوه‌ی سیب به دلیل فقر مواد قندی برای افراد دیابتی توصیه می ‌گردد.

- پوست و ریشه ‌ی سیب دارای خاصیت ضد میکروبی است.

- دانه ‌ی سیب حاوی اسید هیدروسیانیک است که برای بدن مضر می ‌باشد.

سنجد

جالب است بدانید که سنجد دارای درخت کوتاه و پرخار با برگ‌هایی شبیه بید و گل‌های خوشه ‌ای سفید یا زرد رنگ بسیار خوش بو می‌ باشد. خواص سنجد بسیار قابل توجه است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌ کنیم:

- این میوه منبع قابل توجهی از ویتامین E و C و رنگدانه‌ ی کاروتن است که همگی خاصیت آنتی ‌اکسیدانی قوی دارند.

- ترکیبات فلاوونوئیدها و اسید چرب‌های موجود در سنجد مانند اسید لینولیک و اولئونیک و همچنین استرول‌ها مانند سیتروسترول دارای خاصیت ضد التهابی است.

- فلاوونوئید موجود در سنجد، به شل کردن عضلات کمک می‌ کند. بنابراین مصرف سنجد برای کسانی که مشکل عضلانی و مفصلی دارند می ‌تواند موثر واقع شود.

- تحقیقات انجام شده نشان داده که مصرف میوه و پودر هسته ‌ای سنجد در درمان‌های التهاب حاد و مزمن موثر است.

- برخی ازمطالعات صورت گرفته نشان می ‌‌دهد که سنجد علاوه بر خاصیت تب ‌زدایی، به عنوان داروی درمان اسهال خونی با منشاء آمیبی و دفع کرم مطرح می‌ گردد.

- میزان کلسیم در سنجد بسیار بالا است و از نرمی استخوان جلوگیری می‌ کند.

- سنجد برای قلب و کلیه‌ها سودمند می ‌باشد.

سماق، سمبل روشنایی و غلبه بر شیطان

این گیاه اغلب در مناطق مدیترانه‌، جنوب ایتالیا، آسیای شرقی به ویژه در ایران دیده می ‌شود. انواع متنوعی دارد که برخی از آنها جنبه ‌ی تزیینی‌ داشته و اگر حواسمان نباشد می ‌تواند موجب مسمومیت و خارش گردد.

در برخی از کشورها از سماق نوشیدنی تهیه می‌ کنند که جهت تسکین درد معده و اختلالات هضمی موثر است.

- محرک اشتها بوده و چاشنی خوبی برای غذاها محسوب می ‌شود. سماق قابض و پاک ‌کننده‌ی معده می ‌باشد.

- این گیاه برای بیماران دیابتی مفید است، زیرا این گیاه در افراد دیابتی مانع از فرآیند ترکیب گلوکز با ملکول‌های پروتئین حیاتی بدن و تغییرات شیمیایی و عمل کرد آنها می ‌گردد.

- البته توجه داشته باشید که مصرف بیش از حد سماق می ‌تواند مسموم کننده باشد.

- سماق خاصیت ادرار آور یا دیورتیک دارد.

- سماق ضد تب بوده و در درمان بیماری‌های روماتیسمی و نقرس نیز موثر است.

- سماق را باید به دور از نور مستقیم خورشید نگهداری نمایید.

- اثر تصفیه کنندگی بر خون دارد و مواد زائد خون(مانند اوره) را دفع می ‌کند.

- همچنین لثه‌ها را تقویت کرده و آنها را محکم می ‌سازد.

سیر، طبیب گیاهی روی زمین

سیر علاوه بر خواص دارویی و تغذیه ‌ای، به واسطه ‌ی داشتن ماده‌ی ضد ویروسی، ماده‌ی غذایی خوبی برای مصرف، چه در هنگام سلامت و چه در زمان سرماخوردگی به شمار می ‌رود و برای رفع بوی آن نیز می ‌توان سیب یا عسل مصرف کرد یا به شکل نیم ‌پز و خرد کرده از آن استفاده نمود.

- سیر خاصیت ضد قارچی و ضد باکتری دارد و در مبارزه با مسمومیت‌های غذایی از جمله سالمونلا موثر است.

- سیر امکان بروز سرطان معده را نیز کاهش می ‌دهد. به واسطه ‌ی داشتن آلیسین(یک نوع آنتی اکسیدان) و همچنین خواص ضد باکتریایی، علیه هلیکوباکتر پیلوری(مولد زخم معده) است.

سرکه، سمبل صبر و گذر زمان

سقراط معتقد بود که سرکه خاصیت آنتی‌بیوتیکی دارد و در درمان پنومونی (ذات الریه)، بیماری‌های ناشی از کمبود ویتامینC و زخم‌ها استفاده می ‌شود.

- همچنین برای سرکه خواصی مانند جلوگیری کننده‌ی فشارخون و کاهنده‌ی کلسترول قائل هستند.

- قابل توجه است که بدانیم سرکه در هضم غذا نیز کمک می ‌کند.

- سرکه در کنترل وزن بدن و درمان عفونت‌ها هم مفید می ‌باشد.

- شواهدی در دست است که سرکه با افزایش جذب کلسیم به بهبود استخوان ‌سازی در بدن کمک می ‌کند.

- خاصیت ضد قارچی و میکروبی سرکه بر روی مسمومیت‌های غذایی به اثبات رسیده است.

سمنو، نشان استقامت و شیرین کامی

سمنو در بردارنده‌ی جوانه ‌ی گندم است که در سال‌های اخیر، اهمیت ویژه‌ی جوانه ‌ی گندم در رژیم غذایی افراد مشخص شده و بیش از همیشه مورد توجه متخصصان غذایی قرار گرفته است، طوری که قرار دادن آن در سبد غذایی توصیه می‌ شود.

سبزه، مظهر سلامتی روح و روان

سبزه مظهر سرسبزی و شادابی است و قرار دادن آن در سفره‌ی هفت ‌سین به این منظور است که ما با سبز کردن دانه و توجه به گل، سبزه و گیاه به شادی و شادابی که غذای روح و اندیشه است، نیز توجه کنیم.

در خاتمه توصیه می ‌شود همیشه و در همه حال به فکر حفظ سلامت روح و جسم خود باشید، چرا که سرچشمه‌‌ ی موفقیت در جامعه ‌ی بشری، سلامت جسم و روان است.

 

-------------------------------------------

"هفت سین قرآن مجید"

 1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)


نوشته شده توسط : اسماعیل کاظمی

نظرات ديگران [ نظر]


اشعار بهاریه

چهارشنبه 86 اسفند 29 ساعت 7:43 عصر

  

 

بهاریه های معروف شاعران پارسی

سعدی

برخیز که می‌رود زمستان

برخیز که می‌رود زمستان **بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه **منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار **زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز **در باغچه می‌کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق **در موسم گل ندارد امکان

آواز دهل نهان نماند **در زیر گلیم و عشق پنهان

بوی گل بامداد نوروز **و آواز خوش هزاردستان

بس جامه فروختست و دستار **بس خانه که سوختست و دکان

ما را سر دوست بر کنارست **آنک سر دشمنان و سندان

چشمی که به دوست برکند دوست **بر هم ننهد ز تیرباران

سعدی چو به میوه می‌رسد دست **سهلست جفای بوستانبان

--------------------------------------

مولانا

شور گل

بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را **از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را

زبان سوسن از ساقى کرامت هاى مستان گفت **شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را

ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل **چو دید از لاله کوهى که جام آورد مستان را

ز گریه ابر نیسانى (1) دم سرد زمستانى **چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را

"سقاهم ربهم"(2) خوردند و نام و ننگ گم کردند **چو آمد نامه ساقى چه نام آورد مستان را

درون مجمر دل ها سپند و عود می سوزد **که سرماى فراق او زکام آورد مستان را

درآ در گلشن باقى برآ بر بام کان ساقى **ز پنهان خانه غیبى پیام آورد مستان را

چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر **که ساقى هر چه درباید تمام آورد مستان را

که جان ها را بهار آورد و ما را روى یار آورد **ببین کز جمله دولت ها کدام آورد مستان را

ز شمس الدین تبریزى به ناگه ساقى دولت **به جام خاص سلطانى مدام آورد مستان را

1- ابرنیسانی : ابر ماه نیسان ( ماه هفتم از تقویم سریانی مطابق با فروردین واردیبهشت )

2- اشاره به آیه "سقهم ربهم شراباً طهورا" (آیه 21 سوره انسان )

**

عید بر عاشقان مبارک باد

عید بر عاشقان مبارک باد **عاشقان عیدتان مبارک باد

عید ار بوی جان ما دارد **در جهان همچو جان مبارک باد

بر تو ای ماه آسمان و زمین **تا به هفت آسمان مبارک باد

عید آمد به کف نشان وصال **عاشقان این نشان مبارک باد

روزه مگشای جز به قند لبش **قند او در دهان مبارک باد

عید بنوشت بر کنار لبش **کاین می بی‌کران مبارک باد

عید آمد که ای سبک روحان **رطل‌های گران مبارک باد

چند پنهان خوری صلاح الدین **بوسه‌های نهان مبارک باد

گر نصیبی به من دهی گویم **بر من و بر فلان مبارک باد

------------------------------------------

حافظ

ز کوى یار مى ‌آید نسیم باد نوروزى

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی **از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن **که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است **که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی **به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست **مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن **کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی **که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست **مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش **خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع **که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم **بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش **که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه **ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده **جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

**

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

ساقیا آمدن عید مبارک بادت **وان مواعید که کردی مرواد از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق **برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

برسان بندگی دختر رز گو به درآی **که دم و همت ما کرد ز بند آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست **جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت **بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد **طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح **ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

**

---------------------------------

عطار

ای بلبل خوشنوا فغان کن

ای بلبل خوشنوا فغان کن **عید است نوای عاشقان کن

چون سبزه ز خاک سر برآورد **ترک دل و برگ بوستان کن

بالشت ز سنبل و سمن ساز **وز برگ بنفشه سایبان کن

چون لاله ز سر کله بینداز **سرخوش شو و دست در میان کن

بردار سفینه‌ی غزل را **وز هر ورقی گلی نشان کن

صد گوهر معنی ار توانی **در گوش حریف نکته‌دان کن

وان دم که رسی به شعر عطار **در مجلس عاشقان روان کن

ما صوفی صفه‌ی صفاییم **بی خود ز خودیم و از خداییم

**

---------------------------------------

خواجو

عید آمد و آن ماه دل افروز نیامد

عید آمد و آن ماه دل افروز نیامد **دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد

نوروز من ار عید برون آمدى از شهر **چونست که عید آمد و نوروز نیامد

مه مى طلبیدند و من دلشده را دوش **در دیده جز آن ماه دلافروز نیامد

آن ترک ختائی بچه آیا چه خطا دید **کامروز علی رغم بدآموز نیامد

خورشید چو رسمست که هر روز برآید **جانش هدف ناوک دلدوز نیامد

تا کشته نشد در غم سوداى تو خواجو **در معرکه‌ى عشق تو پیروز نیامد

**

------------------------------

امام خمینی (ره)

عید نوروز

باد نوروز وزیـــده است به کوه و صحرا ** جامه عیـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گد

بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست   **  نازم آن مطـــرب مجلـــس کـــه بود قبله نم

صوفى و عارف ازین بادیه دور افتـادند  **  جــام مى گیر ز مطــرب، که رَوى سوى صف

همه در عید به صحرا و گلستان بروند  **  من ســرمست، ز میخـــانه کنـــم رو به خد

عید نوروز مبارک به غنــــى و درویش  **  یــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگش

گر مرا ره به در پیر خــــــرابات دهى  **   بــه سر  و جان به سویش راه نوردم نه به پ

سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم  **  تـــا بـــه دلـــدار رسیدم نـــکنم بـــــاز خــط


نوشته شده توسط : اسماعیل کاظمی

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >